آمار بازدید

3/20/2019 10:03:44 PM;

سیستم های کش بستی) و تای چی چوان

ترجمه دکتر شروین فرهمند مهم نیست با چه کلاس آموزشی، سبک یا شاخه تای چی چوان ممکن است مواجه شوید، ولی شاید اگر دوره ای آموزشی و یا مطالعه ای در مورد این هنر رزمی درونی را به پایان رسانیده باشید، در برخی از مراحل مجبور شده باشید که در مورد باورتان در خصوص نحوه عملکرد بدنتان بازنگری نمایید. ساختار در تصویر سیاه و سفید مدلی است که به سادگی و به صورت نمادین از اسکلت استخوانی و عضلات ما به تصویر کشیده شده است تا نشان دهد که "بدن انسان ساختمانی با Tensegrity (خاصیت کش بستی) بیش از حد است." پیش از اینکه با جزئیات وارد کاوش مفهوم متاسفانه مغفول Tensegrity شویم (که برای درک بدنه اصلی تای چی ضروری است)، اجازه دهید تا به اختصار اما با اهمیت فراوان گذری بر عبارات کلاسیک تای چی داشته باشم: بالا یا پایین، جلو یا عقب، چپ و راست همه هم سان با یکدیگر عمل می نمانید. همه اینها ریشه در Yi (ذهن/عزم) دارد و منشا بیرونی ندارند. اگر بالا وجود دارد پس پایینی نیز هست، اگر حرکت رو به جلو هست، بنابراین حرکت رو به عقب نیز وجود دارد، اگر چپ هست پس راستی هم وجود دارد. اگر Yi می خواهد به سمت بالا حرکت نماید، همزمان دارای باور حرکت به سمت پایین نیز هست. جوهره تای چی چوان استخوان های بدن و بافت همبند در واقع همان هایی هستند که تحت عنوان ساختار Tensegrity (کش بستی) معرفی می شود. Tensegrity (سیستم کش بستی) چیست؟ Tensegrity یا یکپارچگی کششی یا فشردگی شناور، اصلی ساختاری است که بر پایه استفاده مجزا از اجزایی برای فشردن بنا شده است که در یک شبکه کششی ممتد قرار دارند به نحوی که بخش های تحت فشار (معمولا محورهای عمودی و افقی) هرگز در تماس با یکدیگر قرار نمی گیرند و بخش های محکم کننده تحت کشش (معمولا کابل ها و تاندون ها) به صورت سه بعدی سیستم را در کنار هم پایدار نگاه می دارد. عبارت Tensegrity در ابتدا توسط Buckminster Fuller معرفی شد. فولر که یک نظریه پرداز سیستم های مشهور و جریان ساز و یک معمار، مهندس، نویسنده، طراح، مخترع و پیشرو بود، این نظریه را از طریق مطالعه بر روی نیروهای طبیعت مانند جاذبه، هیدرولیک و الکترومغناطیس (با الهام گرفتن به خصوص از سیم پیچ) کشف نمود. بعد از مشاهده این ویدیوی کوتاه، شما درکی عملی تر از Tensegrity خواهید داشت و منظور ما را از تعریف هر سیستمی که دارای بخش های غیر متصل تحت فشار و اجزای متصل کننده کششی است (مانند پل های معلق)، متوجه می شوید. شاید هنوز برخی از خوانندگان درک دقیقی از اینکه چگونه بدن انسان در حقیقت توسط اصولی اداره می شود که مانند بسیاری از ساختارهای Tensegrity شناخته شده است، نداشته باشند. بدن انسان یک ساختار Tensegrity (کش بستی) است پیش از اینکه بتوانیم بدن انسان را به عنوان یک ساختار Tensegrity در نظر بگیریم، برخی خوانندگان ممکن است از دانستن برخی نکات پایه ای در مورد آناتومی بدن به خصوص استخوان ها، عضلات و بافت همبند سود ببرند. اسکلت بدن در عمیق ترین بخش های بدن همه ما، داربستی اصلی شکل گرفته است که بر روی آن بدن ما بنا شده است و این ساختمان اسکلت استخوانی است. وقتی که به بدن به عنوان ساختاری Tensegrity نگاه می کنید، اسکلت استخوانی جز تحت فشاری است (و مانند الوارهایی سخت هستند که هرگز با یکدیگر تماس ندارند). این مهم برای هرکسی آشنا است که اسکلت استخوانی از بیش از 206 استخوان تشکیل شده است که در کنار هم شبکه ای را شکل می دهند که به بدن انسان شکل و سختی می بخشد. بدون اسکلت استخوانی بدن ما در واقع همانند کیسه حاوی ماده ای نرم و منعطف بود که قادر به انجام ابتدایی ترین کارهای جسمانی نیز نبود و حتی نمی توانست ادامه حیات بدهد. ما در این بخش مربوط به آناتومی مقاله خواهیم دید که اسکلت استخوانی به صورت ساختاری به تصویر کشیده می شود که از تاج سر آویخته و معلق شده است. اگر از نظر تای چی صحیح می بود، من ترجیح می دادم اسکلت استخوانی از محلی بر روی جمجمه، مختصری متمایل بیشتر به سمت خلف – از نقطه acu آکو GV20 یا bǎi huì (百汇) آویزان شود. هرچند، این مورد یکی از نکات مهم و مشهور مورد تاکید در تای چی کلاسیک را به اشتراک می گذارد یعنی این مفهوم مهم که بدن انسان توده ای از استخوان ها نیست که مانند ساختمان یک برج، یکی بر روی دیگری قرار گفته باشند. عضلات و بافت همبند برای شروع بررسی بخش کششی (یا معلق) بدن انسان به عنوان یک ساختار Tensegrity، ما باید شناختی در مورد سیستمی پیچیده تر به نام عضلات و بافت همبند داشته باشیم: عضلات با استخوان ها به وضوح درک نماید که آناتومی عضلات بدن انسان بسیار پیچیده تر از آناتومی اسکلت استخوانی است. در این تصویر شما گروهی از مهم ترین عضلاتی را می بینید که بر خلاف هم عمل می نمایند برای مثال عضله دو سر و سه سر بازو یا چهار سر و همسترینگ اندام تحتانی. این ساختارهای آشنای "هل دادن-کشیدن" اغلب به عنوان منابع اصلی تولید توان یا قدرت بدن برای حرکت و استحکام در نظر گرفته می شوند. با این وجود، این عملکرد متقابل عضلانی هل دادن-کشیدن، نیروی محرکه اولیه برای تای چی چوان نمی باشد (و حتی جز کشش/تعلیق ساختار Tensegrity بدن هم نمی باشد). آنچه که تا حدود بسیار زیاد تمامی نقش اصلی در کنار یکدیگر قرار دادن همه اجزا را عهده دار است، بافت همبند بدن است که به صورت بخش های سفید رنگ بر روی عضلات نشان داده می شوند که مجموعا به عنوان غلاف یا فاشیا نامگذاری می شوند. باوجودیکه مردم با تاندون و لیگامان آشنا هستند، اغلب از نقش حیاتی ای که بخش عظیم تر و عمده تر بافت همبند که مجموعا به عنوان "تار و پود" یا همان که به عنوان غلاف عضلات یا فاشیا نام برده می شوند، اطلاعی ندارند. فاشیا ساختاری از بافت همبند است که عضلات یا گروهی از عضلات، عروق خونی و اعصاب را در بر می گیرد و در حالیکه برخی از ساختارها را به هم متصل می نماید، همزمان اجازه می دهد تا اجزای دیگر به نرمی بر روی هم بلغزند. بر اساس اینکه عملکرد ها و محل قرارگیری آناتومیکی آنها کجاست، انواع مختلف فاشیاها از لایه های مختلفی تشکیل می شوند. لایه های یک فاشیای سطحی یا عمقی و یا فاشیای احشایی متفاوت خواهند بود. سیستم فاشیایی به صورت یکپارچه از فرق سر تا نوک شست پا امتداد همانند لیگان ها و تاندون ها، فاشیاها بافت های همبند صاف و سختی هستند که حاوی دسته هایی بسته بندی شده از رشته های کلاژن می باشند که به صورت موازی و مواج در جهت کشش وارده امتداد دارند. در نتیجه فاشیاها ساختمان هایی منعطف هستند که قادر به مقاومت در برابر نیروهای کششی هستند به نحوی که شکل مواج رشته های فیبری در امتداد نیروی کششی اعمال شده کاملا کشیده و صاف می شوند. درک نقش ساختمانی و نظریه کلی در مورد فاشیاها یک بحث خلاصه شده است اما نگریستن به بافت همبند به عنوان یک جز منفرد یا به عنوان بخشی از یک مجموعه عملکردی مقوله هایی کاملا متفاوت می باشند. کل سیستم فاشیایی بافت همبند بدن شامل یک دو جین از لایه هایی است که از بیرون به سمت داخل مشتمل است بر: لایه زیرین پوست که عضلات را به استخوان ها و عضلات را به عضلات متصل می نماید و لایه ای پوشاننده در اطراف گروه های عمده عضلانی و حتی تک تک رشته های عضلانی که هم آنها را در بر می گیرند و هم از ارگان ها (خواه به صورت انفرادی و خواه به صورت گروهی) محافظت می نمانید و حتی بین لایه های مختلف فاشیاها یک لایه لغزنده (برای حرکت نرم تر) فراهم می آورند. یکی از متقدمین ای که فاشیاها و ارتباط پیچیده بین آنها را مورد کاوش و بررسی قرار داد، Tom Myers بود. Tensegrity فاشیایی در تای چی چوان کلاسیک باوجودیکه مطالعات غربی مرتبط با آناتومی و فیزیولوژی به تازگی شروع به مطالعه در مورد ساختار Tensegrity فاشیا ها به عنوان قلمرویی عملی و به خوبی ترسیم شده نموده اند، به نظر می رسد که برخی از مدرسان هنرهای رزمی و سنتی چینی و پزشکان چینی در نسل های قبل از طریق درکی شهودی تقریبا به همان نتیجه ای رسیده اند که مطالعات غربی فعلی در تلاش است تا اثبات نماید. توجه نمایید که فاشیاها تنها سیستم بافت همبند بدن را معرفی می نماید که به صورت پیوسته از فرق سر تا شست پا امتداد می باید. تقریبا این حقیقت واضح شده است که بافت همبند برای تای چی چوان بسیار با اهمیت است به خصوص زمانی که مواردی مرتبط با مباحث کلاسیک، مورد توجه ما قرار می گیرند مانند اینکه: در هنگام حرکت، همه بخش های بدن بایست سبک، فرز و همانند رشته های به هم بافته شده همراه با یکدیگر حرکت نمایند بدون اینکه حتی کوچک ترین وفقه ای در بین آنها وجود داشته باشد و یا در زمانیکه گفته می شود اجازه بدهید حالت بدن حفظ شود بدون اینکه توقف یا انقطاع در هنگام حرکات باشد. همچنین در هنگامی که گفته می شود، Jin یا قدرت درونی را همانند کشیدن زه کمانی ذخیره نمایید یا Jin را همانند بیرون کشیدن رشته ابریشم از پیله به تحرک در آورید و Jin را همانند رها کردن تیر از چله کمان رها سازید. از این سه عبارت و سایر عبارت باقی مانده از گذشتگان به وضوح در می یابیم که مکانیک جسمی در تای چی چوان باید تا حدود زیادی بر مبنای نوعی از سیستم درونی بدن باشد که با ارتباطات و اتصالات متقابل، حالت فنری و منعطف و در عین حال قدرتمند و با قابلیت انفجاری عمل می نماید. به نظر واضح می رسد که اساتید تای چی چوان باید درکی شهودی از بدن به عنوان یک ساختار Tensegrity فاشیایی می داشته اند. با رها نمودن بدن از فرق سر و اجازه دادن به استخوان ها برای غوطه ور شدن در بین بافت همبندی که آنها را در بر گرفته است، یک تای چی کار می تواند از نیروهایی سرشار از جهات 8گانه مختلف بهره ببرد همانند همان چیزی که آزاد نمودن انرژی به مانند رها شدن تیر از کمان گفته می شود. نتیجه گیری اگر بالا وجود دارد پس پایین نیز هست، اگر حرکت رو به جلو هست، بنابراین حرکت رو به عقب نیز وجود دارد، اگر چپ هست پس راستی هم وجود دارد. اگر Yi می خواهد به سمت بالا حرکت نماید، همزمان دارای باور حرکت به سمت پایین نیز هست. جوهره تای چی چوان حالا من امیدوارم که توانسته باشید مشاهده نمایید که برای حرکت هر بخشی از بدن در هر جهتی، بخشی دیگر از بدن در جایی دیگر باید در خلاف جهت حرکت نماید تا حرکت آن بخش اول میسر شود، همانند یک سیستم به هم پیوسته از رشته ها، ستون ها و قرقره ها یا مانند آنچه که برای کوک کردن سازهای زهی مانند چنگ اتفاق می افتد. هر حرکتی در تای چی نمایش گر رشته هایی در هم پیچیده از بافت همبند بدن است که به طور همزمان دارای اجزای تحت فشار و معلق (رها) می باشد. زمانیکه بدن رها می شود و از لحاظ عملکردی در وضعیت خنثی (بی تحرکی) قرار می گیرد، این به هم پیوستگی اظهر من الشمس است. هنگامی که انگشت راست به سمت آسمان نشانه می رود، به صورتی غیر قابل اجتناب بر روی پا و شست و انگشتان پای چپ فشاری مختصر اعمال می شود. زمانی که قفسه سینه به سمت پایین خمیده و جمع می شود، پشت به صورت غیر قابل اجتناب کشیده می شود و اگر کسی بتواند از تاج سر خود را کامل رها و به حالت معلق در بیاورد، می تواند تمامی مفاصل را باز و رها سازد و اجازه می دهد تا نیروی چی و خون در سراسر کل بدن به صورتی نرم و بدون هیچ مانعی، به طور متوازن جریان پیدا نماید. پایان ترجمه دکتر شروین فرهمند